خرید بک لینک
هنوز هم توی خوابهات میبینیش... هنوز هم هست... وای از روزی که نباشهخواب دیدم چادری هستم هنوز، دارم از یه کلاسی برمیگردم که آزمونش رقص بود. من نرقصیدم ولی؛ استاد فرانسویمون گفت نمرهء بغل دستیت رو میدم بهت. هر چند من آماده کرده بودم یه آهنگ لزگی بذارم و کلاس بره رو هوا. بعد که توی راه برگشت به خونه بودم، گفتم یه زنگ بزنم ببینم چیزی برای خونه نمیخواد. این یکی از بهترین خوابهای اخیر زندگیم بود؛ چون نمیدونستم تو رفتی.

برچسب: نویسنده: هستی کریمی تاريخ: پنجشنبه 29 دی 1401 ساعت: 13:00

در بحبوحهء انقلابها، اونی که بیشتر از همه میلرزه بنیان حکومتها نیست؛ دلهاییست که کنار همند. دورند و نزدیک. بعد فکر میکنی به اونی که هنوز هم دیدن نگاهش دلت رو میلرزونه اما توی جبههء دل تو نیست... جبههها متفاوتند... و دلها لرزانخدایا آرامش رو به دلامون برگردون

برچسب: نویسنده: هستی کریمی تاريخ: پنجشنبه 29 دی 1401 ساعت: 13:00

«با عشق ممکن است تمام محالها»

کتابهایم عزیزترین داراییهای من هستند. با کتابها زندگی میکنم. بعد از آنها، کودکان و  همهء شاگردانم را بسیار بسیار دوست میدارم. معتقدم برای شادی کودکان از جانم نیـــز مایه بگذارم کـــم است.

"الهی کودک درونتان همیشه بخندد!"

برچسب: نویسنده: هستی کریمی تاريخ: پنجشنبه 29 دی 1401 ساعت: 13:00

صفحه بندی